مرضيه محمدزاده
1341
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
انقلابى در جهان شد از قيام با شكوهت * شد به خاك تيره يكسان كاخ ظلم و كين ، حسين جان چون گلستان با صفا شد كربلا از گلرخانت * وه كه دشمن شد در اين گلخانهات گلچين ، حسين جان جان به قربان تو و اصحاب و انصارت كه بودند * در فداكارى يكايك در خط تمكين ، حسين جان تلخ كام از داغ اكبر ، قاسمت گرديده گفتا * مرگ باشد در مذاقم چون عسل شيرين ، حسين جان از غم مرگ برادر قامتت در هم شكسته * بود بار ماتم عبّاس سنگين ، حسين جان تا قيامت سوزد از داغ على اصغر دل تو * چون گلويش چاك شد از تير زهرآگين ، حسين جان لرزه بر عرش برين افتاد در آن وقت و ساعت * واژگون گشتى ميان قتلگه از زين ، حسين جان خاكيان تنها نگشته داغدار از ماتم تو * گشته سكان سماوات از غمت غمگين ، حسين جان آه از آن ساعت كه زينب خواهر غمديدهى تو * با دو چشم تر تو را آمد سر بالين ، حسين جان « 1 » * * * در مدح حسين ( ع ) : سلام بر حسين و بر وفاى او * كه خود گواست در وفا خداى او سلام بر شهيد دشت ماريه * كه خون اوست در شرف گواى او سلام بر سرى كه بر سر سنان * ز آفتاب بد فزون ضياى او سلام بر ز پا فتاده پيكرى * كه باد جان آدمى فداى تو سلام بر به خاك و خون نشستهاى * كه خون رود ز ديده در عزاى او سلام بر قتيل كيد كوفيان * كه كس نداشت حرمت نياى او سلام بر شكوه آن حماسهاى * كه عرش پر نوا شد از نواى او سلام بر عزيز مصر مكرمت * كه كس نداشت در نظر بهاى او « 2 »
--> ( 1 ) - همان ؛ ص 2775 . ( 2 ) - همان ؛ ص 2777 .